رسته‌ها
کتابی انتخاب نشده
کتابی آپلود نشده
کتابی انتخاب نشده

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

[quote='siawash110']هیتلر ، انسان راستگو ، منظم ، با اخلاق ، شجاع و خطیبی برجسته بوده . . . در این شکی نیست . . . ولی استبداد و زورگویی به اندازه ای شنیع است که می تواند بر روی تمام زیبایی های جهان ، یک لکه ننگ بزرگ به یادگار بگذارد . . . . .[/quote] با عرض سلام و درود خدمت شما دوست عزیز این جمله شما، اگر چه در مورد صرف "استبداد و زورگویی" درست است، اما متاسفانه باز هم مبتنی بر همان فرآیند "شرطی سازی" شدن است. با اینکه جنایتکاران بسیار بدتری در سراسر تاریخ وجود داشته اند، اما همچنان هیتلر و دولت ناتسی به عنوان "نماد پلیدی" نشان داده می شوند و این، شک برانگیز است. همواره پذیرای سوالات شما هستیم. در صورت تمایل، می توانید با نشانی تلگرامی زیر با بنده ارتباط حاصل فرمایید و در صورت درخواست، مدارک مربوط به ادعاهای خود را نیز به شما ارائه خواهم کرد: NSI7000@ سپاس از شما دوست عزیز.
[quote='siawash110']من دلخوشی از استالین و حتی چرچیل و انگلیسی ها ندارم . آنها هم آدم های کثیف و منفعت طلب و دروغ گو و دیکتاتوری بوده اند ولی این باعث نمی شود که ما هیتلر را تقدیس و تطهیر کنیم ! ! ![/quote] با عرض سلام و درود خدمت شما دوست عزیز یکی از برداشت های رایج اما اشتباه از فعالیت های جنبش تاریخ حقیقی، این است که بیشتر افراد گمان می کنند که این جنبش، سعی در به اصطلاح "شستن گناهان هیتلر" دارد؛ در حالی که چنین برداشتی درست نیست. پیروان جنبش تاریخ حقیقی، اهمیتی نمی دهند که افشای حقایق تاریخی، به نفع یا به ضرر چه اندیشه یا اندیشه ها و فرد یا افراد تمام شوند. تنها چیزی که اهمیت دارد، تلاش در راه تصحیح کردن ثبت های تاریخی در روشنایی مجموعه ای کاملتر از اسناد و مدارک، یک جو سیاسی آرامتر و یک نگرش بی غرضانه تر است. "تقدیس و تطهیر هیتلر" یا اصطلاحاً "مقدس ساختن هیتلر"، یعنی اینکه هر چیزی که توسط او گفته، نوشته یا انجام شده است، بدون تفکر و تحقیق و بررسی به عنوان "اقدامات درست" پذیرفته شوند؛ در حالی که پیروان مکتب تاریخ حقیقی، هرگز چنین کاری نه انجام داده اند، نه انجام می دهند و نه انجام خواهند داد اما این موضوع، بدیهی است که افشای حقایق ناگفته مربوط به آلمان ناتسی، منجر به ارائه ی یک تصویر کاملاً متفاوت از هیتلر شود؛ تصویری که مبتنی بر حقایق است؛ نه مبتنی بر گزارش های ژورنالیست ها. همواره پذیرای سوالات شما هستیم. با سپاس از شما دوست عزیز.
پ) "کریستال ناخت"، به شدت توسط روزنامه ها و ژورنالیست های پرحرف و اغراق کننده و بعضاً اجیر شده، به شکل یک "کشتار مردمی" نمایانده شد و این، باعث وارد آمدن ضربه شدید به وجهه ی دولت ناتسی در جهان گردید. بر عکس ادعاهای "اِریش کَستنر"، هیتلر پس از آگاه شدن از رخ دادن این واقعه، شدیداً خشمگین شد و به رئیس پلیس مونیخ، دستور داد که هر چه سریعتر، اقدامات افراطی را متوقف کند و نیز به راینهارد هایدریش، سپهبد اس.اس. که فرمانده "اداره کل امنیت رایش" بود، چنین دستور داد: "از یهودیان و دارایی های آن ها حفاظت کنید." (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: Flashpoint: Kristallnacht 1938; by Ingrid Rimland و American Liberalism and World Politics 1931-1941 by Prof. James J. Martin) ت) اقدامات افراطی برخی از یگان های "اس.آ." که منجر به وارد شدن آسیب به دارایی های شماری از یهودیان شد، کاملاً بدون آگاهی فرماندهی کل "اس.آ." صورت گرفته بود؛ چه برسد به اینکه توسط آن دستور داده شده باشد. امروزه، علت اصلی این اقدامات خودسرانه، تا حد زیادی مشخص شده است؛ این اقدامات، به دستور "اوتو اِشتِراسِر"، دشمن سرسخت و بی رحم هیتلر که در جنگ با او از هیچگونه اقدام ناشایست و غیرقانونی فروگذار نمی کرد، انجام شده بودند. اشتراسر در آن زمان، در خارج از آلمان به سخن پراکنی های تحریک آمیز می پرداخت و نیز، پیش از خروج از آلمان در سال ۱۹۳۴، به افراد خود چنین دستور داده بود: "تمام افراد "جبهه سیاه"، موظف هستند خود را در انواع دستگاه ها و ارگان های دولت ناتسی هیتلر نفوذ دهند و در موقعیت های مناسب، طبق دستور رهبری "جبهه سیاه" عمل کنند." (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: The Prisoner of Ottawa: Otto Strasser; by Douglas Reed) ث) با اینکه بسیاری از کتاب ها، ادعا کرده اند دکتر گوبلز در "یادداشت های روزانه" خود، از رخ دادن "کریستال ناخت" ابراز خوشحالی نموده است، تاکنون هیچ کدام از این کتاب ها، رفرنس مستقیم به یادداشت های دکتر گوبلز در این باره نداده اند. به علاوه، باید توجه داشت که یادداشت های روزانه دکتر گوبلز، تا اواخر دهه ۱۹۹۰ در آرشیو سری مسکو مدفون بودند و تنها اقدامات پیگیرانه دیوید اِروینگ بود که باعث شد این "یادداشت های روزانه" از آرشیو سری مسکو خارج شوند. شمار کل صفحات این "یادداشت های روزانه"، بالغ بر ۷۵ هزار صفحه است! (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: Goebbels: Mastermind of the Third Reich; by David Irving) ج) به این جمله توجه بفرمایید: "من باید تمام یهودیان را از صفحه روزگار محو کنم و در این راه نباید هیچگونه رحمی نشان دهم." بدون شک شما تصور کردید که این "نقل قول"، از هیتلر است؛ در حالی که این جمله را خود من و بدون هیچگونه منبعی از خود ساخته ام اما از آنجایی که هیتلر، در ذهن ۹۹% مردم به عنوان "نماد پلیدی" به تصویر کشیده شده است، هرگونه نقل قول حاوی مطالب بی رحمانه و خودپرستانه، بدون بررسی و تحقیق، به هیتلر نسبت داده می شود. این موضوع، نشان می دهد که ۹۹% مردم "شرطی سازی" شده اند؛ درست مانند آزمایش معروف ایوان پاولوف. چ) توصیف "اریش کستنر" از "کریستال ناخت"، بیشتر به فیلمنامه شباهت دارد تا گزارش وقایع حقیقی و این، تکنیکی است که در باقی ماندن "هولوکاست یهودیان" در ذهن ۹۹% مردم نقش اصلی را داشته است. همواره پذیرای سوالات شما هستیم. با سپاس از شما دوست عزیز.
۴- نکته ای در رابطه با سوزاندن اجساد که باید مورد توجه قرار بگیرد و آن، این است که با توجه به گسترش بیماری مرگبار و شدیداً مسری تیفوس، تنها راه موثر در آن زمان برای جلوگیری از گسترش یافتن این بیماری، سوزاندن اجساد افراد مبتلا به آن در کوره های جسد سوزی بود. در رابطه با "زایکلون-بی" نیز باید خاطر نشان شود که این محصول، یک ماده حشره کش بود که به ویژه در مبارزه با کک، کنه که حاملان اصلی ویروس بیماری مرگبار تیفوس هستند، کاربرد فراوان داشته و دارد؛ به علاوه، به دلیل خاصیت انفجاری شدید این ماده، امکان استفاده از آن در به اصطلاح "اتاق های گاز" وجود نداشته است؛ چرا که با توجه به اینکه "اتاق های گاز" مستقیماً در مجاورت کوره خانه ها واقع شده بودند، در صورت استفاده از "زایکلون-بی" در این "اتاق های گاز"، تمام ساختمان باید منفجر می شد؛ در حالی که این به اصطلاح "اتاق های گاز" تا امروز پا برجا هستند. (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: The Hoax of the Twentieth Century; by Prof. Arthur Butz) ۵- یهودیان مهاجرت کرده از آلمان به آمریکا از ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹، تنها حدود ۹۵ هزار تن بوده است؛ نه میلیون ها تن. (طبق آمار مقاله کورت کلاین تحت عنوان "German-Jewish Refugees" در "The Holocaust Encyclopedia" منتشر شده توسط "موزه یادبود هولوکاست ایالات متحده") ۶- "شب شیشه های شکسته" یا همان "کریستال ناخت"، یک واقعه بسیار پیچیده است که عوامل گوناگونی در رخ دادن آن نقش داشتند؛ در تحلیل این واقعه اسرارآمیز، چند نکته را باید مورد توجه قرار داد: الف) دولت ناتسی، از همان آغاز به قدرت رسیدنش، در قبال یهودیان یک سیاست "ترغیب یهودیان به مهاجرت" را دنبال می نمود و حتی در همان سال آغازین، برای سرعت بخشیدن به روند خارج کردن یهودیان از آلمان، یک پیمان به نام "توافقنامه انتقال هاوارا" بین دولت ناتسی و تنی چند از صهیونیست ها امضا شد که بر طبق آن، دولت ناتسی از یهودیانی که مایل به مهاجرت به فلسطین بودند، حمایت می کرد. پس این ادعا که دولت ناتسی، یک چنین اقدام خشونت آمیزی را تحت عنوان "کریستال ناخت" برنامه ریزی کرده باشد، نادرست به نظر می رسد. (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: The Transfer Agreement; by Edwin Black) ب) موضوعی که ۹۹% مردم از آن هیچگونه اطلاعی ندارند، این است که یهودیان، در روز ۲۴ مارس ۱۹۳۳، یعنی درست تنها یک روز پس از دریافت اختیارات صدراعظمی توسط آدولف هیتلر، بر کل آلمان - و نه فقط بر هیتلر و حزب ناتسی - اعلان جنگ دادند. این اعلان جنگ در حالی صورت گرفت که دولت ناتسی هنوز هیچ گونه اقدامی بر ضد یهودیان اتخاذ نکرده بود. این اعلان جنگ، در واقع پیامی به یهودیان ساکن کشورهای گوناگون بود که از این پس، باید آلمان را دشمن اصلی خود بدانند و با شدت هر چه تمامتر، به انجام اقدامات تروریستی بر ضد دولت آلمان بپردازند. ترور "ویلهِلم گوستلُف"، رهبر حزب ناتسی سوئیس توسط داوود فرانکفورتر که در خانه گوستلُف و در مقابل چشمان همسرش صورت گرفت، نقطه آغازین این مجموعه اقدامات تروریستی بود که نهایتاً در ترور "اِرنِست فون رات" توسط "هِرشِل گرینشپان"، یهودی ۱۷ ساله که عمویش، او را به خاطر وِلگردی و عدم مسئولیت پذیری از خانه بیرون کرده بود، به نقطه اوج خود رسید. (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: Flashpoint: Kristallnacht 1938; by Ingrid Rimland) ادامه در بالا ...
با عرض سلام و درود خدمت شما دوست عزیز چند نکته را خدمت شما دوست گرامی عرض می کنم: ۱- همانطور که خودتان فرموده اید، به اصطلاح "جنایات اس.اس. و ناتسی ها" در قالب "فیلم" و پس از جنگ و توسط متفقین و طرفداران آن ها به تصویر کشیده شده اند؛ بنابراین، تضمینی وجود ندارد که این "فیلم ها"، بر طبق حقایق ساخته شده باشند و باید توجه داشت که "هولوکاست یهودیان" به یک صنعت پردرآمد تبدیل شده است و امروزه، بهترین و آسان ترین راه برای کسب درآمد نامشروع توسط یهودیان، اعلام کردن خود به عنوان به اصطلاح "بازمانده هولوکاست یهودیان" است. (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: Selling the Holocaust; by Tim Cole و The Holocaust Industry; by Norman Finkelstein) ۲- نکته بعدی این است که "هولوکاست یهودیان" هرگز نتوانسته است در برابر سوال های منطقی و مبتنی بر حقایق که از سوی پیروان مکتب تاریخ حقیقی مطرح شده اند، دوام آورد؛ بنابراین، مدام تلاش می شود که با ارائه دادن "هولوکاست یهودیان" در قالب فیلم و با توسل به روش های برانگیخته کردن احساسات مخاطبان، بر این ضعف بزرگ و بنیادین "هولوکاست یهودیان" سرپوش گذاشته شود. (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: Bungled: "Denying the Holocaust": How Deborah Lipstadt Botched Her Attempt ... ; by Germar Rudolf) ۳- نکته ای دیگر که بسیار مهم و شک برانگیز است، این است که با وجود اینکه برای بیش از هفت دهه، رقم نجومی و باورنکردنی "شش میلیون" به عنوان "تلفات یهودیان در هولوکاست" اعلام شده است و می شود، "موزه هولوکاست اردوگاه آشویتس"، در اوایل دهه ۱۹۹۰، رقم کل "قربانیان" این اردوگاه را از ۴ میلیون به ۱.۵ میلیون کاهش داد؛ پس طبیعتاً رقم ۶ میلیون باید به ۳.۵ میلیون کاهش داده می شد اما چنین تغییری صورت نگرفته است و همواره شاهد این هستیم که رقم "۶ میلیون" به عنوان "آمار تلفات یهودیان در هولوکاست" اعلام می شود. (برای اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به: Hoax or Holocaust: The Arguments; by Jurgen Graf) ادانه در بالا ...
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.